چه خسته بود
شاعری که به عمرش
تنها یک شعر نوشت
نویسنده ای که یک داستان نوشت
عاشقی که یک بار تو را دید
چشمی که تنها یک بار خیس شد و
عمری که بر یک وفا سوخت
خط آخر :
و هزار آه
از دل آن مرد شاعری که در میان داستان عاشقانه زندگی خود ، یک شب دوستت داشت و باقی را تمام انتظار شد
آن مرد ، که هزار زمستان وفادار یک نیمه شب بهاری ماند ...
نوشته شده در جمعه ۲۰ اسفند ۱۳۹۵ساعت 1:57 توسط dark soul| |
ارکیده سیاه...ما را در سایت ارکیده سیاه دنبال میکنید
برچسب: خستگی, نویسنده: بازدید: 172