نخ بخیه

خرید بک لینک

30 سال داشت

اما در آغوش آن دخترک

میشد پسر بچه ای 5 ساله

که در میان بازاری شلوغ

دستان مادرش را گم کرده بود

30 سال داشت و میدانست

این آغوش

آخرین مخفی گاه پسرک 5 ساله ایست

که سال ها پیش ، رنج زیستن

در اعماق وچودش دفن کرده بود

30 سال داشت

اما سرفه امانش را بریده بود

میدانست دیگر

چز سیگارش

بر چیزی بوسه نخواهد زد

30 سال داشت

و یک هفته ی قبل

در میان دستان زنی که

دوستش داشت

مرد

خط آخر :

تو که میدانستی

تنها آرزوی آن مرد زخمی

مردن در میان خلوت بازوان تو بود

چرا هم آغوش دیگران شدی ...

ارکیده سیاه...

ما را در سایت ارکیده سیاه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 81 تاريخ: جمعه 19 آبان 1402 ساعت: 15:01

صفحه بندی