من نه پرستوی مهاجرم
که در فصل خزان بال گشایم و بروم
و نه زاغی که در فصل خزان دزدانه به بقا دل بندم
من مردی سرسخت و مغرور ام اما
از عشق میترسم
از دوست داشتن میهراسم
و آنقدر محتاطانه دل میبندم
که همیشه
دیر میشود
خط آخر :
دوستم بدار
قول میدهم
تنهایی ام
مسری نیست
...
ارکیده سیاه...
ما را در سایت ارکیده سیاه دنبال میکنید
برچسب: رهایم مکن,رهایم مکن سالار عقیلی,رهایم مکن از سالار عقیلی,هرگز رهایم مکن ققنوس,بررسی هرگز رهایم مکن,رهايم مكن,هرگز رهایم مکن,خدایا رهایم مکن,هرگز رهایم مکن دانلود,هرگز رهایم نکن pdf, نویسنده: بازدید: 276