اما کوله بارش در دست
میگوید کمی خسته ام
خوب که شدم
باز خواهم گشت
کاش اینقدر مغرور نبودم
میشد دستانت را بگیرم
میشد بگویم
تو دلخوشی نیستی
تو تمام منی
منی که سالهاست
اگر دردهایم ساکت شوند
دیگر هیچ حسی نخواهم داشت ...
خط آخر :
تو بهار منی
در پاییز
تنهایم مگذار ...
ارکیده سیاه...ما را در سایت ارکیده سیاه دنبال میکنید
برچسب: میترسم مهستی,میترسم,میترسم از بعضی آدمها,میترسم از تاریک روشن ها,میترسم از تنها شدن,میترسم این احساس تو,میترسم شهرام صولتی,می ترسم از عشق,میترسم از دستت بدم,میترسم حامله شده باشم, نویسنده: بازدید: 169