تمام باورهایم را
در پشت پلک های سایه خورده ات پناه میدادی
تمام شعرهای نانوشته ام را
با گرمی بودنت در رگ هایم جاری میساختی
تمام حرف هایم را
در ژرفای تلخی سخنانت دفن میکردی
تمام تلخی هایم را
میان یک لبخند دلنشینت محو میکردی
تمام من را
با یک نگاه بر باد میدادی
خط آخر :
من تو را دوست ندارم
نه به هیچ وجه
نامش دوست داشتن نیست
تو را محترم میشمارم
تو نه , شما
مقدس ترین اهریمن جهان منید!
نوشته شده در پنجشنبه ۲ دی ۱۳۹۵ساعت 0:33 توسط dark soul| |
ارکیده سیاه...ما را در سایت ارکیده سیاه دنبال میکنید
برچسب: باور, نویسنده: بازدید: 172