آذر ؛ همان آزار قدیمی

خرید بک لینک

تو که نمیدانی ، چه دلتنگ برای آن شب ها شده ام

شبی که اولین بار با تو حرف میزدم

شبی که صبحش امتحان داشتم

استرس فردا و ذوق امروز ...

ناگهان ؛

آن شب ها و روزها تمام شدند

اما تو تمام نشدی

تو هنوز زنده ای

و در میان رگ هایم جاری

هنوز شب ها برایم هزار و یک شب نقل میکنی

هنوز بر زخم هایم مرهم میگذاری

هنوز تنها کسی هستی که برایم دعا میکنی

هنوز مرا دوست داری ...

خط آخر :

لبت کجاست که خاک چشم براه است ...

+ : همه چیز خوب است

همه چیز ..

ارکیده سیاه...

ما را در سایت ارکیده سیاه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 173 تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 15:43

صفحه بندی